مؤلف مجهول
66
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )
شهنشاه مرحمت دستگاه ملتمس آنها را مبذول داشته ، از خطاهاى گذشته اينها درگذشته ، همه را قلم بر جرايد خطاكارى اينها دركشيد ، و نيز سر منشأ صاحب نفاق جماعت خطاى قپچاق در اين مدت پنج سال كه از كثرت محاصره و قبل بسيار به تنگ آمده ، نانى به جانى در ميان آنها موجود نمىشد ، آنها نيز از بد افعالى خودها پشيمان گرديده ، چندى از علماى شريعت شعار و مشايخ كبار از وجه مصالحه و معذرتخواهى ميانجى كرده ، به پادشاه عالمپناه عذرخواهى نمودند . حضرت امير شفقتپناه ديانت آگاه نيز خط عفو بر جرايم آنها كشيده ، برات آزادى هردو جماعت را به مهر عالى مزيّن نموده ، همه را به مراحم خسروانى سرافرازى بخشيده ، نوازش فرمود . بعد از استخفاف حادثات سراسر آفات بر اطراف و اكناف ولايات يك چندى خاطر جمعى رويداد شده ، صغير و كبير و برنا و پير به شكرگزارى ايزدى مشغول گرديدند . در همين تاريخ حضرت امير حيدر سلطان مغفرتنشان به مشورت دولتخواهان نامدار و به صوابديد وزراى عالى مقدار ، تورهء تورانيان ، شهزادهء عالى مكان ، سيد مير نصر اللّه محمد بهادر سلطان را از ميان اولاد و اسباط خود برگزيده به يرليغ ولايت « نسف » و « كاسان » و « كسبى » سرافرازى بخشيده ، حكومت قصبهء چراغچى و يرتى تپه و فمى و ولايت بايسون و شيرآباد و كلف و خزار تا به سرحد ولايات حصار به قبضهء اقتدار و تصرف اختيارش تفويض فرمود و نيز مير عمر خان را كه ولد سيوم شاه والاجاه است ، او را نيز در همين تاريخ به حكومت ولايت كرمينه و ينگى قورغان و قرچغاى و هزاره مفتخر و مسرور گردانيده ، سرافرازى بخشيد . و نيز در همين تاريخ از صلب شهزادهء سكندرنشان ظفر توأمان سيد مير نصر اللّه محمد بهادر سلطان فرزند ارجمندى به عرصهء ظهور آمد كه تا فلك دوّار با هزار ديده در اطراف عالم گرديده نظيرش در هيچ قرن به اينچنين در شاهوار نيفتاده . از جهت تفاؤل و تيامن نام نامى آن خجسته فرزند گرامى را « سيد مير مظفر سلطان » نام نهاده سور موفور السرور آراسته ، فرحان گرديدند .